دانش آموز

تبلیغات

موضوعات

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    به وبلاگ من خوش آمدید

امکانات جانبی

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 57
    کل نظرات کل نظرات : 19
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 0
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 4

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 0
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 0
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
    آي پي امروز آي پي امروز : 0
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 0
    بازدید هفته بازدید هفته : 2
    بازدید ماه بازدید ماه : 12
    بازدید سال بازدید سال : 12
    بازدید کلی بازدید کلی : 12

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 216.73.217.20
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : جمعه 02 مرداد 1405

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

سال نو مبارک

پروردگارا در این روزهای پایانی سال به خواب عزیزانم آرامش به بیداریشان آسایش، به زندگیشان عافیت، به عشقشان ثبات، به مهرشان وفا به عمرشان عزت، به رزقشان برکت، و به وجودشان صحت عطا بفرما آمین +++++++++++++++

تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 29 اسفند 1392 ساعت: 22:43
می پسندم نمی پسندم

معادل انگلیسی ضرب المثل ها

معادل انگلیسی ضرب المثل ها
From each of her fingers a talent rains!
از هر انگشتش هنر میباره!
+++++++++++++++



تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 27 اسفند 1392 ساعت: 22:56
می پسندم نمی پسندم

بازاریاب جاروبرقی

یه بازاریابِ جارو برقی درِ یه خونه ای رو میزنه، و تا خانمِ خونه در رو باز میکنه قبل از اینکه حرفی زده بشه، بازاریاب میپره تو خونه و یه کیسه کود گاوی رو روی فرش خونه خانمه خالی میکنه… وبلافاصله میگه: اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردنِ همه ی اینها با این جاروبرقی قدرتمند نباشم … حاضرم که تمامِ این کودهایی را که ریختم رو بخورم! خانوم میگه: سُــسِ سفید میخوای یا قرمز؟ بازاریاب: سس برای چـــی؟ خانوم: چند وقته برقِ خونه مون قطعه…!!!

تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 27 اسفند 1392 ساعت: 16:59
می پسندم نمی پسندم

پدر فداکار

پدر فداکار این خانواده مهربان در شهری کوچک و سنتی در جنوب آلمان زندگی می‌کنند . پسر ۵ ساله این خانواده به سبب یک نوع بیماری پوستی در ناحیه پاها، مجبور است دامن بپوشد.

تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 27 اسفند 1392 ساعت: 16:53
می پسندم نمی پسندم

آیا می دانید؟

آیا می دانید : بینی انسان قادر به تشخیص ۱۰ هزار نوع بو مختلف است.

تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 27 اسفند 1392 ساعت: 16:50
می پسندم نمی پسندم

لطیفه

لطیفه سرا شورای امنیت سازمان ملل “جوراب خنگول ” را درفهرست سلاح‌های کشتار جمعی قرار داد ! ++++++++++++ به خنگول میگن: اگه آب نبود چی میشد؟ میگه: اونوقت شنا یاد نمی گرفتیم، بعدش غرق میشدیم. ++++++++++++

تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 27 اسفند 1392 ساعت: 16:06
می پسندم نمی پسندم

يك داستان جالب

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود. مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ... نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود!

تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 27 اسفند 1392 ساعت: 16:05
می پسندم نمی پسندم

سوالات درس 12 (سفره سلامت) هفتم (با جواب)

در صورت نیاز به نمونه سوالات فصل های دیگر از علوم هفتم در قسمت نظر بیان کنید



تاریخ ارسال پست: یکشنبه 25 اسفند 1392 ساعت: 20:12
می پسندم نمی پسندم

داستانی جالب دربارهی سیاست *******حتما بخونیدش**جالبه......

یك روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان ! لطفا برای من بگین س ی اس ت یعنی چی ؟ و... در ادامه ...

تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 22 اسفند 1392 ساعت: 23:28
می پسندم نمی پسندم

post

یکی از نماد های مقدس مسیحیت ، تصویر پلیکان است. پلیکان هرگاه هیچغذایی برای خوردن نیابد، منقار خود رادر گوشتش فرو می برد تا بچه هایش را غذا دهد. ما اغلب قادر نیستیم برکتی را که دریافت کرده ایم ، درک کنیم . داستانی دربارهپلیکان وجود دارد که در یک زمستان سخت ، گوشت خودش را در اختیار فرزندانش گذاشت وخود را قربانی کرد. وقتی سرانجام از ضعف در گذشت ،یکی از جوجه ها به دیگری گفت: بالاخره راحت شدیم،از خوردن غذای تکراری خسته شدم!!

تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 22 اسفند 1392 ساعت: 23:18
می پسندم نمی پسندم

ليست صفحات

تعداد صفحات : 6
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران